تبليغاتX
اندیشــه ی نـــو
 
   
     
 
 
 

دیری این می خواندم و کتابت می کردم به جد ،و هیچ ندانستمی از مغز غیر جلد


( هر که از در تصدیق وتسلیم در آید وی را از سه شربت یکی دهند:

یا شربتی از معرفت تا دل وی به حق زنده گردد

یا شرابی که جان از وجود او مست وسرگشته گردد

یا زهری که نفس اماره در زیر قهر او کشته گردد.)


به مهمانی طلاب نظامیه الفارغیه الاسلامیه که جمع آداب و فضل اصحاب بود، خوانده شدیم و خوانده شدیم بر خوان نعمت محمل مولتی میلیونر آقازادگان.

از اشربه و اطعمه، کم نبود هیچ، زیاده بود از همه،

شراب تمام و کباب و طعام حلال و حرام اگر جمع کردندی نرسیدی به گرد ره این سفره که پهن کردندی

کام به نیام الکن، بصر به سر هر چند اکحل ،گویا اکمه

و این بدان ؛که دیده ندانستم و حال می شنوی به وصف ؛

جمع بود ،سفید و سیاه و میانه از اکناف ،محرم و نامحرم و درهم اکتاف

سمع چون شمع آب شدنش تجربه می بود از نه خوش الحان نه بل الطاف، نه شایسته خطاب به القاب مطربانی چون علیشمس و ساسی مانکن و تهی و این قسم اشخاص.

بر خوشی و دور زمانا خوشی ،می گذشت تا که آن نجیب زن هیچ به تن بر آمده باسن درخشنده چون کفن، هر سه توامان گرفت به شربی و قربی یک شب.

شربتی نوشیده که ان شاءا... softdrink بوده باشد (دیده را لا اله الا الله، ندیده را دوباره همان لا اله الا الله)

تا که سرگشته و شیدا شود حاصل به او، که شد: البته به زیادت، دارلشفا بردند به علاجت، که میسر نشد سلامت و ناگزیر معده شستند به طهارت، زنده شد دل به معرفت و چشم به رویت، نه به وعده پیر طریقت به حق، به مسامحه به خلق.

جویای احوال گشتیم ؛طبیبان عرضه داشتند به تمام سرگشته گشته و این اوج عروج است، انالحق گفت هم اعتنا نکنید، مپندارید خروج است و آن سیاح بیدار طریق، آن غواص دریای حقیقت، عرفانش آلزایمر لقب نهند و  به علم طب وتصوف و شریعت ؛که تا آن زمان هیچ شیخی از تبار شیوخ الاقطاب به چنین لقب مزین نکرده بودند به معراج و العارفین و احوال الساجدین نظر کردیم غیر این مشهود نشدمان که او مبدا الکاشف عرفان آلزایمر ی است.

آن شرف اکابر و آن مشرف خاطر، آن غایت معرفت و نهایت حیرت، مبهوت به نظاره بود و همگان را جلوه حق می دید و آن شد که به همه می خندید.

بعضی به صفای ملاقات نمی پذیرفت و به اشارتی ظریف اشعاری کنایی می سرود که فلان شخص مورچه داره، به رهبری متوسل به استفهام از جمع می شد که کجا داره؟ جمع طلاب بی بصر چه گوید در تاثیر و اثر، مریدان که عاجز می دید می فرمود اینجا و اینجا و اونجاش داره و مکررا به وصل، کلام منقطع نمی کرد مگر در مزمت بی عاری و بی کاری، درویش را از کشکول و دریوزه منعی نمی خواند برین منوال وبدین مقال و به چنین قرار که وصفی و مدحی از مفاخری چون عمو سبزی فروش که شهیر عرفان عملی است و فقیه فهم نظری و صاحب کسب دنیوی چنان که ترب را به یک رب می فروختند و نعنا را تنها و قص علی هذا ...

و سه روز بدین منوال گذشت و سوم شب ،نوبت طعم شراب طهور، به سوم اثرش رسید.

چنان زهری حق به دست اجلش نوشاند که نفس اماره و لوامه و بود و نبود و سرخ و کبود و فی ها خالدونش را بکشت.

 
 
   |    نوشته شده توسط پرهام نجفیان
 
 
 

دوست عزیز از اینکه باحوصله نظر دادید تشکر می کنم

 

اما باید بگم من کجای اون مطلب پیامبر رو متهم کردم اگر اتهامی بوده حتما مورد اتهام هم باید هنوز تو اون پست باشه چرا بی دقتی می کنید حتی از کوچکترین اظهار نظرشخصی اجتناب کردم اون پست جدای از فکریست که در ذهن شما ایجاد می شه و من مسولیتی در اون باره ندارم جدای از همه این مسایل فرمایشات شما تکراری بود. من در مطالب گذشته در بحث بررسی تعدد زوجات نمونه مشابهی از آنچه شما درباره دلایل تعدد آورده اید عرض کرده بودم مگر من دروغی به رسول خدا بسته ام که این طور بر افروخته اید ازدواج ام المومنین حفصه با پیامبر در تاریخ به ثبت رسیده دلایلش هم هرچه بوده ما اظهار نظری نکردیم.

 

کمی تامل و تعقل را چاشنی تعصب کنید

 

با هم اندیشیدن را بر قبای اندیشه ای نو بدوزیم

 
 
   |    نوشته شده توسط پرهام نجفیان
 
 
 

بخشی از بحث تعدد زوجات به بررسی دلایل پذیرش آن در قانون ما می پردازد که یکی از این دلایل سنت نبوی است پس برای روشن شدن این سنت در زندگی پیامبر ناچار به کنکاش در تاریخ بودم سعی می کنم قسمتی از تاریخ همسران پیامبر را به اختصار و سریالی ارایه دهم.

حفصه دختر عمربن خطاب از قبیله نی عدی مادرش زنب بنت مضعون تولد وی ۱۸ سال پیش از بعثت است او نخست به عقد خنیس بن حذافه در آمد با ظهور اسلام مسلمان شدند و به مدینه آمدند خنیس در جنگ بدر دار فانی را وداع گفت پس از آنکه عده حفصه تمتم شد مدتی نزد پدر ماند چون شوهری بر وی یافت نشد عمر نزد عثمان رفت و پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد عثمان نپذیرفت عمر نزد ابوبکر رفت وضمن گله از عثمان به ابوبکر هم پیشنهاد همسری با حفصه را داد وی نیز نپذیرفت عمر غضبناک از هر دو نزد رسول خدا {ع} رفت ناراحتی خود را بیان داشت ضمن پیشنهاد به پیامبر و او حفصه را با مهر ۴۰۰ دینار به عقد خود در اورد.

در تاریخ آمده که:

حفصه با پیامبر سر ناساز گاری داشت و محمد وی را طلاق داد اما با وساطت دایی هایش دوباره او را قبول کرد. وی در گروه عایشه بود و در واقعه جمل وقتی از جنم علی و عایشه خبر یافت جشن برپا کرد اما چون ام کلثوم را در مجلس یافت شرمنده شد و از وی عذر خواهی کرد.

وی در سال ۴۵ هجری در گذشت و مروان حکم بر وی نماز خواند ودر قبرستان قبیع به خاک سپرده شد.  

 
 
   |    نوشته شده توسط پرهام نجفیان
 
 
 

پروردگار من
برای همه کس
برای همه چیز
برای همیشه
به تو دعا می کنم
دعایی به وسعت حضور درک تو و دیگر هیچ

 
 
   |    نوشته شده توسط پرهام نجفیان
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور