تبليغاتX
اندیشــه ی نـــو
 
   
     
 
 
 

چند ساعت پیش مشغول مطالعه ی هفته نامه بودم که دو سه تا آگهی عجیب نظرم رو جلب کرد. این شد که گفتم کمی درباره این آگهی ها اینجا برای شما دوستان بنویسم. یاد آوری می کنم که این نوشته ها نظر شخصی من هست و نیت من از مطرح کردن اون ها بیان انتقاداتم هست.

 

قسمت اول:

 

بخش اول مربوط به تبلیغ دو بسته نرم افزاری معروف در بازار هست. یکی بسته LORD و دیگری KING هست که عبارت های به کار رفته درآگهی تبلیغاتی این دو بسته من رو متعجب کرد. در آگهی اول یعنی LORD در انتها بیان شده:

جامع ترین مجموعه نرم افزاری منتشر شده در خاورمیانه با بیش از یک میلیون دلار نرم افزار

قبل از اینکه من چیزی بگم شما کمی فکر کنید… خب حالا که فکر کردین من هم نظر خودم رو بیان می کنم. به نظر من این گفته یک سودجویی محض هست. از این باب که اولا قانونا و شرعا فروش و جمع آوری نرم افزار های دارای Copyright ممنوع هست که همه ما این رو میدونیم. دوما اینکه در حوزه خاورمیانه مگر چند کشور پیشرفته و قابل رقابت وجود داره که ما بخوایم قیاسی این چنینی اون هم برای کاری این چینی داشته باشیم؟! تازه کی رفته سنجیده؟ از طرفی دیگه وقتی توی این ممکلت نرم افزار قیمتی نداره چرا گفته میشه با ارزشی بالغ بر یک میلیون دلار؟! انگار که همه ما صاحب نرم افزارهای غیر رایگان هستیم و هر وقت که اراده کردیم می تونیم اون رو به رایگان داشته باشیم. تبریک میگم دوستان همه شما میلیونر هستین، اون هم از نوع دلاری که معادل وطنیش میشه میلیاردر.

 

تبلیغ بعدی مربوط به شرکت قدیمی پرند هست که در جمع آوری بسته های نرم افزاری ید طولایی داره. البته این مورد چندان هم عجیب نیست ولی جالب توجه هست. توی تبلیغ مربوطه توی پرانتر قید شده:

کاملترین مجموعه از نرم افزارهای کاربردی روز

با بیش از 34 گیگا بایت نرم افزار (حجم واقعی)

به نظر شما منظورشون از حجم واقعی چی بوده؟ یعنی این بوده که بابا واقعا خالی نمی بندیم و اینقدر نرم افزار بهتون میدیم؟ یعنی یه جورایی به صورت غیر مستقیم چون میدونستن که بازار تبلیغات پر از خالی بندی هست خواستن تضمین بدن که ما اینقدر نرم افزار می دیم به شما؟ هر چی با خودم کلنجار میرم که یه آدم مگه به چند تا نرم افزار نیاز داره به جایی نمیرسم جز اینکه به نرم افزار های مورد نیازش نیاز داره نه کل نرم افزار های توی دنیا! بارها و بارها برام پیش اومده که با سیستم هایی مواجه شدم که روش بیش از 5 تا پخش کننده صوتی و تصویری مختلف وجود داشته. بدتر از اون اینکه طرف اومده دو سه تا آنتی ویروس با هم نصب کرده و دادش در اومده که چرا کامپیوتر من اینقدر کند هست؟ خب معلومه چون نعمت های نرم افزاری فت و فراوون هست وفور نعمت توی گلوتون گیر میکنه.

 

در ادامه داستان به تصاویر اسکن شده دو تبلیغ بالا توجه کنید. برای مشاهده تصویر بزرگ تر بر روی عکس کلیک کنید.

 

 

 

قسمت دوم:

 

ای دل غافل که تبلیغ بعدی مربوط به یکی از همکاران آزاد کار هست که در قسمت نیازمندی ها درج شده . توی تبلیغ با … هر چه تمام تر نوشته شده :

طراحی فوق حرفه ای مالتی مدیا و وب سایت در یک روز با مناسب ترین قیمت

بنده هم در یک تماس انتحاری با آگهی دهنده تماس گرفتم و خودم رو زدم به کوچه علی چپ و از ایشون سوالاتی پرسیدم. به گفتگوی بنده با این شخص توجه کنید:

 

- شما توی آگهی تون نوشتین که پروژه های فوق حرفه ای سایت رو یک روزه انجام میدین؟

 

بله ما نوشتیم…اوممم… خب راستش این یه ترفند تبلیغاتی هست و خب در حقیقت ما یه روزه هم کار رو انجام نمی دیم. ما در حقیقت بیشتر تمرکزمون روی پروژه های چند رسانه ای هست و کار سایت آنچنان انجام نمی دیم.

 

- می خواستم بدونم طراحی یه برنامه چند رسانه ای فلشی برای معرفی یک فروشگاه چقدر در میاد؟

 

عرض کنم که بستگی به صفحه هایی داره که قرار باشه توی کار شما باشه. مثلا ده صفحه کار حدود 500 هزار تومن هزینه داره و به صورت فوق العاده حرفه ای براتون انجام میدیم.

 

- من میتونم نمونه کار های شما رو ببینم؟

 

ما چون تازه گروهمون رو تشکیل دادیم نمونه کارهامون خب به طبع… میدونین که چی میگم. البته شما اگر سایت بهرام رادان و فاطمه معتمد آریا رو دیده باشین ما هم توی همون مایه هستیم. البته برین این سایت رو هم ببینید که کار ماست و وقتی برین توش دیگه بیرون نمیاید. البته من توی تیم های اون ها بودم ولی خب به دلایلی ازشون جدا شدم.

 

- حالا این کاری که شما می فرمایین چند هزینش میشه در نهایت و چقدر زمان می بره؟

 

والا یه کار خوب حدود 500 هزار تومن و یه کار خیلی حرفه ای 800 هزار تومن به بالا. دو هفته ای هم …البته یک هفته ای هم تمومش میکنیم ولی سر دو هفته تحویل میدیم چون ممکن هست توی تبادل و تست و گرفتن مطالب از شما مشکلی پیش بیاد.

 

- آقا خیلی ممنون من حتما با دوستام گفتگو میکنم و اگر مایل بودیم حتما تماس می گیرم. خدا حافظ .

 

خب شما چی فکر می کنین؟ از این موارد عجیب چند نمونه دیدین؟ به نظر شما این نوع تبلیغات عوام فریبانه تا چه حد موثر هستن؟ آیا استفاده از صفت های ترین دار نخ نما نشده؟ آیا بهتر نیست از جمله هایی که واقعا با نا خود اگاه مخاطبان سازگاری داره و صادق هست استفاده کنیم؟ اگه همه بهترین هستن کی واقعا بهترین هست؟

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

یکی از قسمت های سخت یا شایدم آسون برای آزاد کار ها موقعی هست که مورد این پرسش قرار می گیرند که هزینه فلان پروژه چند میشه؟ چون همیشه ملاک و معیار مناسبی برای قیمت دهی در دسترس نیست بعضی اوقات قیمت دهی سخت میشه. ولی به هر حال آزادکار بر حسب تجربه، عرف بازار، درصد سنگینی و تخصصی بودن کار و سایر ملاک های قیمت دهی که در این نوشته مجالی براش نیست به یک قیمت می رسه و اون رو به کار فرما اعلام میکنه. مشکل درست در همین جا شروع میشه که قیمت از نظر کارفرما مناسب نیست و شروع به چونه زدن میکنه. بدین ترتیب کشمکشی مودبانه ( ! ) بین آزاد کار و کارفرما به وجود میاد که ممکن هست به نتایج خوبی منجر نشه. در ادامه سعی دارم تا از زوایایی متفاوت این مقوله رو ارزیابی کنم.

یک آزاد کار باید دلایل و فاکتور های متقاعد کننده ای برای قیمت دهی در نظر داشته تا به هنگام مذاکره به خوبی بتونه از عهده گفته هاش و ادعاش بر بیاد. علاوه بر این آزاد کار باید منصف باشه وکار فرما رو مثل یه کیسه پول و یا ابله فرض نکنه. بر این اساس وقتی آزادکار قیمتی رو به عنوان دستمزد اعلام میکنه باید پاش وایسه و کوتاه نیاد، چرا که قیمتش رو بر مبنای فاکتورهای مستدل اعلام کرده.با این حال بعضی اوقات کارفرما در مواجه با قیمت اظهار شده از جانب آزاد کار ابراز نارضایتی میکنه و به هر نحوی که شده سعی میکنه تا قیمت رو پایین ببره. این مورد دست مایه حکایت این بار آزادکار ماست!

سر و کله ی یه کارفرما پیدا شده و از آزاد کار ما میخواد که براش یه چیزی تو مایه های تراکت یا بروشور طراحی کنه. آزاد کار ما هم در میاد و دستمزد طراحی رو مبلغ منصفانه 50 دلار اعلام میکنه که به ذائقه کارفرما خوش نمیاد و کار فرما در پاسخ بیان میکنه که پرداختن 50 دلار در توان ما نیست! آیا امکان داره که طرحی ساده تر و با هزینه ای کمتر برای ما در بیارین؟ آزاد کار با شنیدن چنین پاسخی از جانب کارفرما در حالی که پوزخند معنا داری میزنه (و در کسری از ثانیه تجارب قبلیش به ذهنش میاد) با طعنه جواب میده که ” چطوره توی طرح از رنگ و حروف C H E A P (طعنه و کنایه از ارزونی) استفاده نکنم؟”

 

 

این حکایت، حکایت خیلی از آزادکار ها هست. شما با توجه به فاکتورهایی یه قیمت واقعا منصفانه و حداقلی رو پیشنهاد دادین که یهو در کمال ناباوری با تقاضای تخفیف از جانب کارفرما مواجه میشن که اتفاقی در حد انفجار آتشفشان ممکن هست درون شما رخ بده. در حقیقت در چنین مواقعی من پیشنهاد می کنم که خونسردی خودتون رو حفظ کنین و در عین حال قاطعانه پاسخ کارفرما رو بدین. اگر متقاعد نشد محترمانه مذاکره رو خاتمه بدین. به خودتون اعتماد داشته باشین. چون شما قیمت منطقی رو اعلام کردین.

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

گاهی اوقات پیش میاد که به طور تصادفی یه مشتری دست و دلباز به پست افرادی مثل آزاد کار ها می خوره که خیلی لذت بخش هست. دیدن دست و دلبازی کار فرما خستگی رو از تن آزاد کار به در میکنه و اشتیاقش رو برای انجام کار دو چندان می کنه. اما خب بعضی وقت ها همین هیجان اولیه باعث میشه که فراموش کنیم کار چقدر زحمت داره و ممکن هست در حین کار خستگی کمی بهمون فشار بیاره.

قصه این بار آزاد کار ما ربط به همین موضوع داره. از قضای روزگار یه یه نویسنده دست و دلباز و خوش اشتها به پست این دوست ما خورده که ازش خواسته تمام نقطه های حروف i و j پیش نویس جزوه جدیدش رو برداره و با یه فونت دیگه جایگزین کنه. در عوض این کار هم پیشاپیش یک چک با مبلغ زیاد برای آزادکار ما کشیده که باعث شده این دوست ما خیلی خوشحال بشه.

 

 

بعضی از کارفرما ها هستن که انجام شدن کار به نحوه مطلوب براشون مهم هست و سر قیمت چونه نمیزنن. یه عده هم هستن که قدر کار رو میدونن و حاضرن بهاش رو پرداخت کنن. مثل خیلی از مشتری های بد قلق نیستن که میان و سفارش یه سایت پویای کامل رو میدن و با غرور و سخاوتمندی هم اعلام میکنن که حاضرن 40000 تومن رو به صورت قسطی بپردازن.

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

مطمئنا برای همه ما پیش اومده که نتیجه کارهامون بعضی اوقات طرف مقابل و خصوصا کارفرما رو راضی و متقاعد نکرده باشه. خب در نگاه اول ممکن این مورد طبیعی به نظر بیاد و با خودمون بگیم که این حق کارفرما هست که به نتیجه مطلوبش دست پیدا کنه. اما چند دقیقه بعد به این فکر فرو میریم که:


من که با توجه به در نظر گرفتن همه نکات و شرایط این مورد رو انجام دادم، اشکال کار کجاست؟


خب در حقیقت بعضی اوقات شما کار خودتون رو خوب انجام دادین و این کارفرما هست که بیش از حد متوقع هست و به قولی ملا نقطه میشه. بد تر از اون حالتی هست که شما با یک کارفرمای بعضا نا آگاه مواجه میشین و باید ساعت ها باهاش چونه بزنین که مثل یه کابوس می مونه. در ماجرای این بار ما آقای آزاد کار با همچین شرایطی مواجه میشه. در ابتدا یکی از افراد شرکت کارفرما، آزاد کار رو مورد بازخواست قرار میده که این طرح بر روی نمایشگر من به اون رنگی نیست که من ( یا ما ) مد نظر داشتیم ( این از همون ایراد ملا نقطه ای که کارفرما ها رو باید به زوایای کار واقف کرد هست) . کابوس به اینجا ختم نمیشه و به آزادکار گفته میشه که این طرح شما باید مورد تایید کل کمیته قرار بگیره. همون طور که مشخص هست کمیته از افراد زیادی و با سلایق مختلف تشکیل شده که ممکن ده ها ایراد سلیقه ای رو به همراه خودش داشته باشه و این کار رو خیلی سخت میکنه.

 

در خاتمه کار هم آزاد کار با دلخوری به خودش میگه که همه تصاویر از اینترنت گرفته شده که جمله ای معنی دار هست. از این جمله میشه چند تعبیر کرد که یکی از اون ها نگرانی بابت دست به کار شدن مجدد و کشیدن طرح از نو هست. چرا که عناصر طرح کنونی همگی از اینترنت دریافت شده و آزاد کار نقشی در کشیدن تک تک عناصر نداشته و بدین ترتیب کار سخت تر میشه و باید از نو به همه چیز فکر کرد. این اتفاق این روزها خیلی شایع هست و مچ خیلی از آزاد کارا حین کار چه خود آگاه یا نا خودآگاه گرفته میشه که براشون دردناک میشه.

 

 
بر اساس تجربه موردی که کمک میکنه در خاتمه کار چنین حالت هایی کمتر پیش بیاد این هست که در ابتدای کار قراردادی رئ منعقد کنیم که تمام خواسته ها و جزئیات به طور کامل مطرح شده باشه تا در خاتمه کار مقیاسی کتبی و مستند برای ارزیابی کار وجود داشته باشه. درس دیگه ای که به نظر من میشه از این داستان گرفت این هست که هر کسی باید سر جای خودش باشه و زیر بار اعهدی بره که بتونه کاملا از پسش بر بیاد. نه اینکه زر و برق کار و طمع دستمزد ما رو متقاعد به انجام کاری که درش توانمند نیستیم وا داره. متاسفانه این روزا و خصوصا توی حوضه کامپیوتر به واسطه منابع رایگان و عظیمی که در دسترس هست با آزاد کار ها و افراد زیادی بر خورد می کنیم که تخصصی در حوضه فعالتیشون ندارن و با اکتفا به دانستن چند نکته گستاخانه وارد مذاکره و قرارداد با کار فرما میشن. مثال عملی این مدعی استفاده بیش از حد آزادکارهای ایرانی شاغل در حوضه وب از برنامه های متن باز هست که…
 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

یکی از مزایایی که آزاد کاری و بالاخص کار در خونه داره این هست که شما مجبور نیستید هر روز لباس های رسمی و بعضا غیر راحت بپوشین. میتونین با یک پیجامه یا همون لباسی که توی خونه باهاش راحت ترین بشینین و کارتون رو انجام بدین. خیلی راحت و آسوده میتونین لم بدین و به کارتون تمرکز کنین.

اما این یه طرف قضیه هست و مواقعی پیش میاد که این راحتی کمی باعث حالگیری میشه. شایع ترین نوع از این دست حالگیری ها وقتی هست که شما باید میزبان کسی باشید و ملاقاتش کنید. بدتر از اون این هست که این ملاقات کاری هم باشه و شما بخواین با زیر شلواری به ملاقات مشتری برین! اما جای تعجب نداره. این اتفاق واقعی هست و حتی برای خود من هم بارها پیش اومده. حتی همین الان که دارم برای شما می نویسم در حدود 45 دقیقه دیگه میزبان یک شاگرد خصوصی خواهم بود که باید حواسم باشه که به موقع لباس مناسبی بپوشم.

کامیک استریپی هم که امروز انتخاب کردم گویای همین مطلب هست. در بخش اول آزاد کار رو می بینیم که با خوشحالی و فراق بال داره از طرف مقابلش دعوت میکنه که بیاد پیشش. چند دقیقه ای میگذره و آزاد کار ما با پنجول های گربه خونگیش یهو حواسش به بندش و اینکه لباس مناسبی تنش نیست جلب میشه و با عجله و فریاد زنان میره که لباسی مناسب بپوشه.

پس اگه آزاد کار فراموشکاری هستین توصیه میکنم که توی خونه همیشه یه لباس مناسب بپوشین، مثلا کت و شلوار بپوشین (lol).


 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 
25 سالگی، سن جاه‌طلبی انسان است، همه در پی تثبیت شغلی و پیدا کردن راهی برای کسب درآمد بیشتر و رسیدن به آرزوهای خود هستند. اما 25 سالگی برای «آدریان سودبری» Adrian Sudbury، اهل ناتتینگهام‌شایر، سرنوشت دیگری رقم زد.
تا آن زمان، آدریان، آدم سالمی بود، تابستان‌ها هر هفته کیلومترها می دوید و شنا می‌کرد و تمرین بوکس می‌کرد. او نه سیگار می‌کشید و نه مشروب می‌خورد، او خبرنگار دو خبرگزاری بود و به تازگی کار خود را به عنوان یک سایبرژورنالیست سایت Examiner شروع کرده بود.
اما تنها دو روز بعد از شروع کار جدید، او احساس کسالت شدید کرد. یک هفته بعد تشخیص داده شد که او مبتلا به لوسمی شده است و در کمال شگفتی، پزشکان تشخیص دادند که او در آن واحد مبتلا به هر دو نوع بیماری لوسمی است.
آدریان، در وبلاگش از بیماری‌اش و تجربیاتش می‌نویسد. او نام Baldy's Blog را بر وبلاگ خود نهاده است. bald یعنی طاس و کچل و آدریان ترجیح داده است، تجربه ناخوشایند ریزش موها به خاطر آثار جانبی داروهای شیمی‌درمانی را تبدیل به نام وبلاگ توأم به شوخی بکند.

baldy440.jpg

 

او در وبلاگش که با سیستم مووبل تایپ مدیریت می‌شود، از 28 مارس سال 2007 شروع به وبلاگ‌نویسی کرد، آدریان تصمیم گرفت در مورد لحظه لحظه زندگی‌اش پس از ابتلا به بیماری، از مراحل تشخیص و درمانی، ‌از لحظات سخت و تحمل‌ناپذیر بیماری بنویسد.
او حتی ویدئوهای زیادی از مراحل درمانی خود را در یوتیوب آپلود کرده است و در سایت خود قرار داده است. در واقع وبلاگ او یک منبع اطلاعاتی خود برای بیمارن مبتلا به لوسمی محسوب می‌شود، چرا که به سادگی و در عین حال به دقت در مورد این بیماری توضیح داده است.
پزشکان با توجه به نوع خاص بیماری آدریان نمی‌توانند به دقت پیش‌آگهی بیماری او و زمان باقیمانده برای او را پیشبینی کنند، اما آدریان تصمیم گرفته است در مدت باقیمانده، هدف بزرگی را دنبال کند: دادن آگاهی به مردم در مورد اهدای مغز استخوان و اعضای دیگر.او در این پست ایده خود را توضیح داده است، پستی که تا این لحظه، 407 کامنت دارد.
تنها در انگلستان 16 هزار نفر در لیست انتظار پیوند مغز استخوان هستند و بیشتر مردم از اهدای مغز استخوان هراس دارند، آدریان سعی می‌کند، این وضعیت را عوض کند. او به تازگی با گوردون براون -نخست‌وزیر انگلیس- ملاقاتی داشت و درباره ایده‌هایش توضیحاتی داد.

Sudders&Gordo.jpg

منبع

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

خیال کردین فقط توی ایران سانسور هست؟ نه خیر جانم اون ور آب هم سانسور هست اما به شکلی متفاوت. حتما همه شما به سایت محبوب اشتراک ویدئو ها یعنی YouTube سر زدین. در روزهای ابتدایی که این سرویس راه اندازی شده بود همه به به و چه چه می کردن تا اینکه زمان گذشت و صدای خیلی ها از جمله تولید کنندگان آثار صوتی و تصویری و در یک کلام مالکان آثار مشمول حقوق کپی رایت در اومد. این شد که دست اندرکاران سایت YouTube تصمیم گرفتن که با به اشتراک گذاشتن ویدئوهایی که مشمول قوانین کپی رایت هست مبارزه کنند و مانع این امر بشن. بدین ترتیب YouTube به محض مشاهده نقض حقوق مولفین از جانب کاربران سایت اقدام به حذف ویدئو های درج شده می کنه.


خب تا اینجای کار که چیزه مهمی نبود. قسمت جالب قضیه اینجاست که سایتی اخیرا به نام  YouTomb توسط برو بکس دانشگاه MIT آمریکا راه اندازی شده که لیستی از این ویدئوهای حذف شده به همراه توضیحی مختصر از جانب شخص منتشر کننده در دفاع از عملش تهیه و یا توضیحی الحاقی از جانب اداره کنندگان سایت نگهداری میشه. البته باید گفت که تنها عکس و یه توضیح از ویدئوها قابل دسترسی هست و مشاهده ویدئو حذف شده امکان پذیر نیست. بدین ترتیب قبرستونی ( یا به تعبیری آرامگاه) از ویدئو های ممنوعه تولید میشه که هر چی بزرگتر و بالا و بلند تر باشه صاحبانش آثار رو خوشحال تر خواهد کرد. صاحبانی همچون کمپانی برادران وارنر و …

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 
این روزها مدام شاهد ظهور ابزارهای آنلاین و سرویس های جور وا جور هستیم که رنگ و بویی دیگه به وب تزریق میکنند و تجربه ای جدید رو برای کاربران رقم می زنن. یکی دیگر از این ابزارهای نو ظهور ابزار FontStruct هست که واقعا کار آمد طراحی شده و شایسته تحسین هست. معماری این سرویس بر پایه تکنولوژی Flash بنا شده و از این حیث باعث شده که توسعه دهندگانش انعطاف زیادی در ارائه ویژگی های مورد نیاز داشته باشن. مثل اغلب ابزارهای تحت وب این ابزار هم به رایگان در دسترس هست و افراد فعلا بدون هیچ دغدغه ای میتونن ازش استفاده کنن.

این ابزار یک ویرایشگر مطلوب و در عین حال کارا در اختیار کاربران قرار می ده تا اون ها به راحتی به تولید فونت های خودشون از نوع TrueType بپردازن و در صورتی هم که مایل بودن اون رو با سایرین به اشتراک با مجوز Creative Common بگذارن و اون رو در گالری ویژه ای که برای این کار تدارک دیده شده قرار بدن. برای نشر هرچه بیشتر این سرویس و محبوب تر شدنش ، توسعه دهندگان اون ابزارکی ( Widget ) رو تدارک دیدن تا افراد به آسانی بتونن ساخته هاشون رو در وبلاگ ها و سایت هاشون در معرض دید عموم قرار بدن.

تنها لازمه استفاده از این سرویس ایجاد یک حساب کاربری رایگان هست که تنها یک دقیقه وقت نیاز داره. من که از کار با این ابزار لذت بردم و البته یه چیزایی هم ساختم که روم نشد اون ها رو به اشتراک بذارم.

 

برای رفتن به سایت FontStruct کلیک کنید.

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

این جمله ای هست که ممکن هست خیلی از آزاد کار ها از جمله خود من بارها به زبون آورده باشن. به دلیل حاشیه امنیت پایینی که بعضی اوقات از لحاظ داشتن مشتری و درآمد زایی گریبان آزاد کار ها رو می گیره، همیشه ترسی توی دل اونها هست که مبادا سفارش کاری جدیدی از جانب مشتری سر نرسه و با مشکلات مالی مواجه بشم. در واقع اکثر آزاد کارها برخلاف مدل های سنتی که در اون افراد از حقوق و مزایای ثابتی برخوردار هستند، نمی تونن اطمینان خاطری بابت کسب در آمد داشته باشن که همین امر برای اون ها استرس زا میشه و باعث میشه که همیشه تشنه دریافت سفارشی جدید باشن. همه آزاد کارها روزهایی رو تجربه کردن که هیچ سفارش قابل توجهی دریافت نکردن و در حسرتش موندن و پیش خودشون روزهای پررونقی رو تجسم کردن. اما دیری نمیگذره که یه دفعه سیل سفارشات از این ور و اون ور سرازیر میشه و آزادکار رو بر سر چند راهی قرار میده. خاطره تلخ گذشته و ترس از آینده باعث میشه که آزاد کار چند سفارش کار رو با هم قبول کنه و فشار مضاعفی رو بر دوش خودش چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ جسمی تحمیل کنه که خود من بارها برام این حالت پیش اومده. البته چنین عواملی نباید باعث بشه که روحیه آزاد کاری از بین بره. چرا نقاط قوت بسیاری هم در این حوضه نهفته هست که به مرور اون ها رو هم مطرح خواهم کرد.


داستان امروز کامیک استریپ ما هم درباره همین موضوع هست و قصد داره تا پریشان حالی آزادکارها رو در چنین حالاتی به تصویر بکشه. همون طور که مشخص هست در تصویر ابتدایی یک آزاد کار رو می بینیم که در حال گلایه کردن از شرایط هست و میگه “من دیگه نمیتونم پروژه های بیشتری رو قبول کنم. داغون شدم” . در قسمت بعدی دختری که مخاطب اون هست به اون متذکر میشه که ” تو قبلا هم این حرف رو زدی” و با کنایه ازش می پرسه که “امروز چند تا کار جدید گرفتی؟”



در نهایت در بخش آخر فرد آزاد کار با بی حوصلگی و خستگی میگه ” امروز سه تا کار جدید گرفتم، اما بعد از این قول میدم که دیگه کار جدیدی رو قبول نکنم” . این گفته که برای دختره تکراری و نخ نما شده اون ( دختره ) رو مجبور میکنه تا از سر دلسوزی هم که شده به آزاد کار بگه که “مجبورت میکنم کمی استراحت کنی…”

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

یکی از دغدغه های من، فعالیت در حوضه Freelancing و پیگیری مسائل مربوطش هست . به همین دلیل همیشه مایل بودم تا در این باب هم چیزهایی بنویسم. اما قبل از هر چیز باید بگم که توی معادل یابی و ترجمه این عبارت به فارسی مشکل داشتم و زمانی رو هم برای جستجو اختصاص دادم که نتیجه قابل توجهی دست گیرم نشد. اگر سری به واژه نامه های انگلیسی به فارسی بزنیم با چنین ترجمه ای برای عبارت Freelance یا Free Lance مواجه میشیم:


كار كردن بدون وابستگي بحزب يا جماعتي ، مفرد كار كردن ، نويسنده غير وابسته

 

ترجمه بالا تا حدودی منظور و مفهوم این عبارت رو مشخص می کنه. اما به اعتقاد من باید براش یه معادل فارسی که توی دهن به راحتی بچرخه پیدا کرد تابه راحتی بین فارسی زبان ها ازش استفاده بشه. چیزی که توی این چند وقت اخیر به عنوان معادل فارسی دائم به ذهن من میاد عبارت ” آزاد کار ” هست. به نظر من این عبارت بار کنندگی کار ( فاعلی) لازم به همراه کلمات کلیدی لازم رو در خودش داره. به همین دلیل تا زمانی که با عبارتی بهتر مواجه بشم از آزادکار به عنوان معادل Freelancer استفاده خواهم کرد. از دوستان هم صمیمانه درخواست میکنم که در این مورد اگر نظر دارن حتما بیان کنند تا در موردش به گفتگو بنشینیم.


اگر بخوایم بیشتر در این باب صحبت کنیم باید گفت که یه فرد آزاد کار به کسی اطلاق میشه که تعهد بلند (استخدام) مدتی به کارفرمایی یا شرکتی نداره. ریشه این عبارت بر می گرده به یک رمان عاشقانه از سر والتر اسکات به نام آیوانهو که فیلمی هم در موردش ساخته شده و از شبکه صدا سیمای ایران هم چند باری پخش شده. در اون رمان Freelance به کسی اطلاق می شده که به صورت مزدور فعالیت می کرده و وابستگی خاصی به جناحی نداشته و در حقیقت هر زمان در استخدام کسی به سر می برده. همین رویکرد باعث شد تا از اون زمان این عبارت به صورت صفت یا فعل در بیاد و در گفتگو ها و متون به کار گرفته بشه. این روند تا به امروز ادامه پیدا کرده و در شاخه های متعددی از قبیل کامپیوتر، روزنامه نگاری، نویسندگی و … شاهد جنبش هایی قابل توجه هستیم. با این توصیف شاخه ای که تمرکز بنده بیشتر پیرامون اون خواهد بود آزادکاری در حوضه کامپیوتر هست. البته باید متذکر بشم که بسیاری از موارد حاکم بر حوضه آزاد کاری سوای شاخه ای که درش فعالیت میشه مشابه هم هستند.


این روزها بیشتر افراد آزادکار در حوضه کامپیوتر مشغول به کار هستن و یکی از دلایل عمده اون هم آزادی ها و مزایایی هست که کامپیوترهای شخصی در سال های اخیر برای افراد به ارمغان آوردند. این روزها با پیشرفت تکنولوژی ظهور کسب کارهای متعدد و رشد کارآفرینی خصوصا در زمینه IT موجبات ظهور آزادکاران بیش از پیش فراهم شده که در جای خودش بسیار قابل تامل و بحث هست که من قصد ندارم در این نوشتار بهش بپردازم. در حقیقت من میخام از این پس مشاهدات و نظریات خودم رو در این حوضه مطرح کنم تا هم بابی بشه برای سایر علاقه مندان فارسی زبان و هم اینکه فرصتی پدید بیاد تا موشکافانه تر به این مسئله نگاه کنیم. در همین راستا علاوه بر تجربیات شخصی منابع خوبی هم به زبان انگلیسی وجود داره به صورت تخصصی به این مقوله می پردازن. یکی از این منابع سایت Freelance Switch هست که دست مایه برخی از نوشته های بنده در حوضه آزاد کاری خواهد بود. یکی از قسمت های مورد علاقه بنده در سایت Freelance Switch کامیک استریپ هایی با عنوان Freelance Freedom هست که هر بار به بیان گوشه های از مسائل آزاد کاران می پردازه که به حق در دنیای واقعی برای خود بنده بسیار اتفاق افتاده و میفته! لذا من قصد دارم تا در کنار سایر موارد نوشتاری از این به بعد منتخبی از این کامیک استریپ ها رو هم برای دوستان و خوانندگان در اینجا قرار بدم.


برای شروع بنده کامیک استریپ زیر رو انتخاب کردم که در ادامه به اختصار جریان اون رو شرح خواهم داد.

 

 

در تصویر بالا در قسمت اول آزاد کاری رو می بینیم که در حال گفتگو با کارفرمای سابق خودش هست و به نظر میاد که هر دو طرف از حاصل پروژه خوشحال و راضی هستن . در این داستان وظیفه آزاد کار رتوش و بازسازی یک تصویر قدیمی بوده که تونسته به خوبی از پسش بر بیاد. با این حال کارفرما ذوق زده شده و از آزاد کار تقاضا میکنه که کلا همه جای تصویر رو تغییر بده که برخی از اونها از جمله تغییر حالت مو کاری طاقت فرسا هست. اینجاس که ورق بر میگرده و آزاد کار در موضع دفاع از خودش مجبور میشه تا حقایق رو به زبان ساده و واقعی به کار فرما متذکر بشه و اون از این مورد که هر خواسته ای به راحتی شدنی نیست مطلع کنه که این مورد تا حدودی به وجهه کاری آزاد کار لطمه میزنه. چرا که کار فرما در ابتدا به جزئیات کار اشراف کافی نداره و هر کاری رو شدنی میدونه و این مسائل در نهایت باعث نارضایتی هایی ما بین طرفین میشه.


ادامه دارد…

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 
این روزا با داغتر شدن وب جدید یعنی وب 2 که همراه خودش یه نسل جدید از امکانات و ویژگی ها رو به ارمغان آورده روز به روز شاهد تولد یه سرویس جدید و محیرالعقول هستیم و شاهد این هستیم که سایت ها به برنامه کلاسیک دسکتاپی روز به روز در حال نزدیک شدن هستن. هنوز چیزی نشده پای صحبت وب 3 هم به میون اومده! این عوامل علاوه بر اینکه دامنه توسعه رو وسیعتر کرده ، جو رقابت رو هم تشدید کرده و این عوامل در نهایت به نفع کاربران نهایی هست. اما باز هم مثل همه مقدمه های این شکلی، این ور آب وضع یه جور دیگس که بیا و ببین. همونطوری که همه میدونیم بر اساس آمار الکسا سرویس بلاگفا پربینیده ترین سایت فارسی زبان هست که روزانه میزبان هزاران کاربر هست. این سرویس با این حجم از کاربران در موقعیتی حساس و تعیین کننده به سر می بره که توجه خیلی ها از جمله بنده رو به خودش جلب میکنه. با این توصیف بنده قصد دارم تا از زاویه فنی کمی به این سرویس نگاهی بندازم و برخی از نارسایی ها و نقص های اون رو مرور کنم تا شاید فرجی بشه! اگر عمری بود حتما در مورد کارکرد های اجتماعی، نقاط قوت و اوکوسیستم بلاگفا هم چیزایی خواهم نوشت. خب دیگه منتظر چی هستیم، بیاین شروع کنیم.

(ادامه مطلب را با کلیک بر روی ادامه مطلب بخوانید...)
 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل ادامه مطلب ... | 
 
 
 
من از دلالی هیچ چیز نمی دونم و خوشم هم نمیاد ازش. توی جامعه ای زندگی می کنم که واسطه گری حتی توی گپ دوستانه یه بچه یازده ساله با دوستش نمودار هست. هر جا میری صحبت از زمین و مسکن و طلا و بنزین هست. ادم وقتی توی همچین جامعه ای بزرگ بشه خیلی زجر می کشه. مخصوصا اگر ایده آل گرا باشه و به جاهای دیگه دنیا سرکی کشیده باشه. همه این ها رو گفتم تا مرثیه تکراری منزوی بودن صنعت IT رو درایران و از دیدگاه خودم در جملاتی به تصویر بکشم.

اگر سری به لیست برترین های صنعت که هر ساله توسط مجله های معتبر از جمله بیزینس ویک منتشر میشه زده باشید و یا بزنید با تعدد شرکت های IT محوری مواجه خواهید شد که دهه اخیردر صدر لیست جا خوش کرده اند. شرکت هایی همچون IBM, Apple و… که پتانسیل های بالای این شاخه رو به خوبی یاد آور می شن. اما اگر نگاهی به داخل کشور و وضعیت اسفبار این صنعت بیندازیم کاری جز تاسف خوردن نمی تونیم بکنیم. خصوصا اینکه طی یکی دو سال اخیر زخم های زیادی بر پیکره IT کشور که خود به اندازه کافی مشکل دار بود وارد شده. از بلا تکلیفی طرح تکفا گرفته تا مظلوم واقع شدن آن در تخصیص بودجه از جانب دولت. همین معضلاتی که در سطح کلان شکل می گیره باعث میشه تا در سطح خرد مشکلات دو چندان بشه و فعالان این حوضه مدام از جریان جهانی عقب بمونن.


(ادامه مطلب را با کلیک بر روی ادامه مطلب بخوانید...)
 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل ادامه مطلب ... | 
 
 
 
اینترنتی یاهو یک وبسایت تازه برای زنان 25 تا 54 ساله راه اندازی کرده است. یاهو این دسته از زنان را گروهی کلیدی از مخاطبانش معرفی کرده که تاکنون خدمات قابل توجهی را از مجموعه سایت های این شرکت دریافت نمی کردند. در صفحه نخست این سایت که شاین Shine نام دارد موضوعاتی چون مد لباس، زیبایی، سرگرمی، عشق و تغذیه به چشم می خورد. راه اندازی این وب سایت تازه به عنوان تلاشی دیگر از سوی یاهو تلقی شده تا آگهی های بیشتری را برای هدف قرار دادن زنان، یعنی قشری تاثیرگذار و تصمیم گیر در بسیاری از خانه ها جذب کند.
این شرکت اینترنتی گفته است بسیاری از آگهی دهندگان محصولات خانگی و دارویی خواستار ایجاد راه های بیشتری برای دسترسی به این نوع از مصرف کنندگان شده بودند. مطالعات داخلی یاهو نیز حاکی از علاقه زنان به سایتی بوده که مجموعه اطلاعات مختلف را همراه با ابزارهای ارتباطی در خود جمع کرده باشد. به گفته یاهو این زنان که به نوعی مسئول همه افراد دیگر در زندگی شان هستند به دنبال فضایی می گردند تا همه چیز را در اختیارشان قرار دهد. این نخستین سایت یاهو است که متوجه یک گروه سنی خاص و مشخص است.
یاهو با این سایت قصد دارد موضوعاتی چون مادر بودن، رابطه جنسی، عشق، زندگی سالم، تغذیه، کار و درآمد، سرگرمی، مد لباس و طالع بینی را پوشش دهد. برای تهیه محتوای اختصاصی شاین، یاهو با چند موسسه مطبوعاتی همکاری می کند و علاوه بر این، چند سردبیر را برای تولید مواد دست اول و یافتن موضوعات جذاب به کار گماشته است. برخلاف سایت های دیگر یاهو، شاین شبیه یک وبلاگ گروهی طراحی شده است. مطالب آن اغلب کوتاه هستند و مخاطبان می توانند نظرات خود را نیز در مورد هر مطلب ارسال کنند.

منبع : بی بی سی
 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 
هیجانی برای عید ندارم. تنها هستم. دیگه آفتابش یادگار روزای خوش برام نیست. دیگه سیزده به درش روز کنده شدن من از زمین نیست. دیگه لباس نو نمیخرم. دیگه سر سفره هفت سین نشتسن برام اهمیتی نداره. اشتیاق خونه فامیل رفتن رو ندارم.

تو میدونی چرا؟ همش به پول فکر میکنم...

تو میدونی چرا؟

امسال آرزو میکنم که یه دوچرخه بخرم. آخه عاشق دوچرخه ام. آخه رویای های زندگی من باهاش رقم خورده. آخه منو کودک میکنه... وقتی کودک میشم صاف میشم همه رو صاف میبینم روز های خوش میاد تو ذهنم و نا خود آگاه فریاد میزنم. انرژی میگیرم. آفتاب برام خوش رنگ تر میشه، صدای هیاهوی بچه ها رو اون ور تر می شنوم.

بیست دقیقه بعد

هیجانی برای عید ندارم. تنها هستم. دیگه آفتابش یادگار روزای خوش برام نیست. دیگه سیزده به درش روز کنده شدن من از زمین نیست. دیگه لباس نو نمیخرم. دیگه سر سفره هفت سین نشتسن برام اهمیتی نداره. اشتیاق خونه فامیل رفتن رو ندارم.

تو میدونی چرا؟ همش به پول فکر میکنم...

تو میدونی چرا؟

چرا وقتی من و تو میدونیم دوستی خوبه، روزهای قشنگ داشتن خوبه، لمس آفتاب خوبه ولی باز اسیریم. چرا منتظریم؟؟؟؟؟؟ چرا همش تنهاییم؟؟؟؟؟ چرا دو دقیقه که توی خیابون راه میریم بالا میاریم. چرا همه خوش رنگن به ظاهر ولی آفتابی نیستن؟ چرا غرور ها سر به فلک کشیده، مهارت های دلالی مردم در حد دکتراس ولی سیزده به در خوش نمیگذره؟

من باز با این وجود لبخند میزنم، نمیذارم کامل اسیر بشم. حالا فهمیدی چرا دوچرخه رو دوست دارم؟
حالا فهمیدی چرا مردم گربه و سگ رو دوست دارن؟
 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

با توجه به رشد چشمگیر کاربری اینترنت در میان اقشار مختلف مردم از جمله ایرانیان و جوان های ایرانی بر آن شدم تا چند خطی در مورد شبکه های اجتماعی اینترنتی برای خوانندگان بنویسم.

سایت های اینترنتی در روزگاران آغازین تنها محلی برای نشر مطالب و محتوی صاحبان سایت ها بود که در آن روزگار مجالی برای مشارکت و تعامل مخاطبان وجود نداشت. به تدریج با رشد فن آوری ها و همه گیر تر شدن و عمومی تر شدن کاربری اینترنت کاربران حضور چشمگیر تری در دنیای سایبر نشان دادند. به این ترتیب موجی از تعاملات اجتماعی با ماهیت اینترنتی به صورت ملموسی در میان کاربران رواج یافت. نمونه هایی از این موج ها را می توان در سایت های شبکه اجتماعی از قبیل orkut ،MySpace ,Digg و مدل وطنی آن یعنی cloob و Balatarinو... را مشاهده کرد.

دلیلی که باعث شده چنین شبکه های از موفقیت خوبی برخوردار شوند رنگ بوی اجتماعی آن هاست چرا که انسان موجودی اجتماعیست. از همین رو کاربران با حضور خود صورتی جدید از تعاملات اجتماعی سنتی را به وجود می آورند که شاید تجربه کردن برخی از این تعاملات به دلیل هنجارهای جامعه کاربران غیر ممکن باشد و یا حتی غیر ممکن باشد.


(ادامه مطلب را با کلیک بر روی ادامه مطلب بخوانید...)
 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل ادامه مطلب ... | 
 
 
 
در نیمه اول دهه 1980 میلادی ویروس ها غالبا در آزمایشگاه ها وجود داشتند که به سختی توسط محققان تحت کنترل بودند و بدین ترتیب راهی برای نفوذ به دنیای خارج نمی یافتند. اما در اوایل سال 1986 میلادی اولین ویروس رایانه های شخصی یا به تعبیری نرم افزاری که خود را همانند سازی می کرد تحت نام Brain کشف شد. این ویروس از طریق فلاپی دیسک های 25/5 اینچی انتشار می یافت. این ویروس در قیاس با ویروس های امروزی بسیار ضعیف عمل می کند، اما به هر ترتیب نقطه عطف ورود ویروس ها به دنیای بیرون و سر آغاز ظهور ویروس ها، کرم ها و بد افزار هایی که امروزه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم شد. آنچه در ادامه می خوانید تاریخچه انتشار مخربترین ویروس ها تا کنون است.

(ادامه مطلب را با کلیک بر روی ادامه مطلب بخوانید...)

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 

تالار گفتگو

تالار گفتمان (FORUM) چیست ؟

اول از همه باید بدونیم که معنی کلمه FORUM چیست؟
فروم در زبان لاتین به معنی " میدان، بازار،محل مجمع عمومی، دادگاه و ... گفته می شه که در اینترنت و کامپیوتر منظور یک مجمع عمومی هست که هر کس از هرجای دنیا می تونه توی یک فروم عضو بشه و با اعضای دیگه در هر ضمینه ای مشورت کنه!

در تالار گفتگو معمولا مدیر ( مدیران ) اصلی سایت که منظور Admin هست، یک سری تالارهای گفتگو رو مشخص می کنه که اعضا و کاربران سایت در اون ضمینه ها اطلاعات، تجربیات، و ... رو به اشتراک بزارند!

فروم ها به دو دسته تقسیم می شن که شامل فروم های عمومی و تخصصی هستند، فروم های تخصصی شامل انجمن هایی در موارد خاص هستند مثل فروم ما که فقط به کامپیوتر و موبایل اختصاص داره که یک فروم تخصصی کامپیوتر محسوب می شه! ولی فروم های عمومی شامل بحثهایی از سرتاسر کره زمین هستند مثل کامپیوتر، ماهی گیری ، دوچرخه سواری ، ورزش و اسلحه و ....!!!

میشه گفت تالار گفتگو یا تالار گفتمان یکی از بهترین ابزار اینترنت برای یادگیری در هر ضمینه ایست، چرا که از سرتاسر دنیا افرادی با اطلاعات زیاد و کم یکجا جمع میشن و اطلاعات خودشون رو ( share میکنن ) به اشتراک میذارن.

در فروم یک سری قوانین کلی مطرح میشه که همه موظف به رعایت اونا هستند، چه کاربری که ثانیه ای از عضو شدن اون نمیگذره چه Admin سایت! همونطوری که در هر جامعه ای یک سری قوانین برای عموم جامعه تعریف می شه که همه موظف به رعایت این قوانین هستند و تعدی از قوانین همیشه دردسر رو به دنبال داشته!! پس بهتره همین الان قوانین رو با دقت بخونیم که برای کسی مشکلی پیش نیاد !

در هر فروم کاربران نسبت به فعالیت ، قابلیت و اطلاعاتشون دسته بندی میشن و درجاتی رو از سوی سایت یا مدیر سایت دریافت می کنن. از قبیل Member ، Senior Member ، Moderator و... که این شکل یا نوع نامگذاری این درجات در هر فروم بسته سلیقه مدیر سایت تعیین می شود که از روی این درجات به راحتی می توان فهمید که هر کسی چه وظیفه ای رو در این جامعه به عهده داره؟!!

من کمی توضیح میدم :
هر کسی که به عضویت سایت در می آید یک Member حساب میشه که هر Member می تونه :
- تاپیکهای دیگران رو ببینه و به اونا پاسخ بده
- فایلها رو از سایت دانلود کنه
- در مورد یک تاپیک گزارش خطا بده
- تاپیکهای خودش رو پاک کنه یا تغییر بده
- به اعضای سایت پغام خصوصی بفرسته و از اونا پیغام بگیره
- و کارهای عادی دیگر در سایت ( آواتر ، جستوجو و ... )

اما مدیران سایت که به چند دسته تقسم می شن در واقع نقش پلیس و معلم رو توی این جامعه بازی می کنن!

مدیران انجمن ها:

- هر شخص می تونه مدیر یک یا چند انجمن باشه که این درجه از سوی مدیر اصلی سایت یا Admin تعیین میشه.
مدیر هر انجمن مثلا مدیر انجمن گرافیک از قسمت نرم افزار ، در کلیه بخشهای انجمن گرافیک مدیر است و علاوه بر کارهایی که یک Member می تونست انجام بده؛ می تونه:

- تاپیکهای دیگران رو پاک کنه یا تغییر بده
- یک تاپیک رو قفل کنه یا انتقال بده یا تقسیم موضوع کنه
- IP نویسنده رو ببینه

اما یک مدیر فقط در انجمن تحت نظارت خودش می تونه این کار رو انجام بده، یعنی مدیر بخش گرافیک نمی تونه در بخش موبایل تاپیکی رو تغییر بده یا پاک کنه !
هر مدیر در تمام انجمن هایی که مدیریت اونا رو به عهده نداره همانند یک Member است!

اما درجه ای بالاتر از Moderator ها، Super Moderator ها هستند که به عنوان یک مدیر برای تمامی انجمن ها و تالارها در نظر گرفته می شه که کل تاپیکهای سایت رو می تونه پاک کنه یا تغییر بده!
در واقع یک مدیر هست که بر تمام تالارها نظارت داره و به همین دلیل به Super Moderator ها، شورای نظارت گفته می شود!

ولی Administrator که مدیر اصلی سایت هست کلی ترین وظیفه رو بر عهده داره دسترسی اون به همه قسمتهای سایت هست و می تونه تمام کارهایی که Super Moderator انجام میده رو انجام بده اما همه از طرف Admin انتخاب میشن و Admin میتونه Super Moderator رو برکنار کنه و شخصی دیگه ای رو برای این کار در نظر بگیره...

کارهایی که Admin می تونه انجام بده بسیار زیاد هستند، من به مهمترین اونا اشاره می کنم:

- تعیین مدیران و شورای نظارت
- تعیین موضوع انجمن ها
- محروم کردن شخصی از اعضا و جلوگیری از ورود او به سایت
- حفظ امنیت سایت
- طراحی و تغییر قالب سایت
- و ...


یک نمونه تالار گفتگو همین جا است !

خلاصه، توی این تالار گفتگو می تونین تجارت کنین، یاد بگیرین، آزادانه گفتگو کنید. این تالار منحصر به موارد تخصصی نیست.

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 
باظهور وب ۲ سایت های بسیاری روزانه در حال پدید آمدن و ارائه سرویس های جدید هستندکه پیشتر خبری از آنها نبود. یک دسته از این سایت ها، سایت هایی هستند که خدماتی کاربردی را تحت قالب یک وب سایت ارائه می دهند. به عنوان مثال سایت هایی که بااستفاده از آنها می توان ارائه هایی با فرمت پاورپوینت ساخت. بدین ترتیب مجموعه ای از ابزارهای مفید در اختیارمان خواهد که که در تمام جاهایی که اتصال به اینترنت برقرار است در دسترس ما هستند، بدون اینکه نیازی به نصب برنامه و حمل آن داشته باشیم. تنها یک مرورگر وب که بر روی تمامی سیستم عامل ها وجود دارد کافیست!

سایت هایی که این بار قصد معرفی آنها را داریم تحت نام Generator ( تولید کننده) شناخته می شوند. نحوه کار بدین صورت هست که این سایت ها بر اساس کاربری خود مقادیری را از کاربر گرفته و محصولی را تحویل می دهند. به عنوان نمونه می توان از ساخت یک لوگو از طریق همین وب سایت ها نام برد...

برای ادامه مطلب بر روی لینک ادامه کلیک نماید.

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل ادامه مطلب ... | 
 
 
 

سایتی را که این بار قصد معرفی آن را داریم سایتی بسیار مفید برای تمامی افراد خواهد بود. بسیار پیش آمده

که نیازمندیم تا فایلی را از فرمتی به فرمت دیگر ( مثلا از PDF به DOC ) تبدیل کنیم و نبازمند مبدلی قابل اطمنیان بوده ایم. بدتر آنکه در شرایطی قرار گرفتیم که کامپیوتر شخصی خود را هم در اختیار نداشته ایم و می بایست در زمانی کوتاه از پس این کار بر بیاییم. خب چاره چیست؟

چاره این مشکل را می توان در سایت Zamzar یافت، سایتی رایگان که با ارائه خدمات تبدیل فرمت ها به یکدیگر به شما امکان می دهد که از این پس در سراسر دنیا به راحتی بتوانید اقدام به تبدیل فایل های خود به دیکدیگر نمایید. روال کار بدین صورت هست که ابتدا باید فایل منبع را در سایت آپلود کرد و سپس نوع فرمت نهایی را برگزید و در نهایت با وارد کردن آدرس ایمیل خود به انتظار دریافت فایل تبدیل شده نشست. با استفاده از این سرویس می توان اسناد صوتی ، تصویری، نوشتاری و ویدئویی را به یکدیگر تبدیل نمود.

البته باید یادآوری کرد که در هنگام تبدیل اسناد مهم باید مراقب بود و هر سندی را که حاوی اطلاعات حیاتی می باشد از این طریق تبدیل نکرد. به هر حال این روز ها با فراگیر شدن تب Web ۲ شاهد رشد قارچ گونه چنین سایت هایی هستیم که سرویس هایی مفید را به کاربران ارائه می دهند.

آدرس سایت:

http://www.zamzar.com

 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
 

دیگه نتونستم طاقت بیارم. راستش خیلی وقته که به جای اینترنت توی ذهنم مطلب برای وبلاگ فرضی خودم می نوشتم. از هر چیزی که می تونستم می نوشتم. با خودم میگفتم هی پسر اگر این ها رو منتشر میکردی شاید معرکه می شد، اما خب نکردم. دقیقا هم نمیدونم چرا این کار رو نکردم. اما یه دلیلش میتونه یکی از خصلت های عجیبم باشه که من اسمش رو متمایز بودن میذارم، باشه. عموما دوست دارم که هر چیزی رو که زیاد طرفدار پیدا میکنه و کلی طرفدار میره سمتش رها کنم و به چیزی مشابهش که کمتر این حالت براش پیش میاد رو بیارم. مثلا هیچ وقت نرفتم سمت فتو شاپ در حالی که نسخه های ما قبل 5 اون رو هم از نزدیک تجربه کرده بودم. اما وقتی شدیدا نیاز گرافیکی پیدا میکردم به سختی راه حل خودم رو پیدا میکردم و میکنم. البته هنوزم اینطوری هستم.شاید مسخره به نظر بیاد ولی خب منم استدلال های خودم رو دارم.

داشت یادم میرفت بگم; خلاصه این شد که یه دفعه تصمیم گرفتم سکوت چندین ساله، شاید بیش از 6 سال رو بشکنم و به اصطلاح وبلاگ نویس بشم. که خب شدم. برام مهم نیست که فلانی و فلانی بیان تعریف و تمجید کنن یا کلی بد و بیراه بارم کنن، برام این مهمه که بنویسم تا شاید اون چیزی که دنبالشم اتفاق بیفته.

یه نفرم با یه پوشش نقره ای که یاد گاری از سیاهی و سفیدی داره! چون از این اسم خوشم اومده خودم رو به این نام صدا میزنم. میشه فهمید چی دوست دارم و چی برام مهم نیست. خب البته اینها برای شما مهم نیست. مهم اینه که من این شانس رو داشته باشم که یه بار دیگه شما به اینجا سر بزنید. من بیشتر براتون از دغدغه های ذهنی خودم که محوریت IT رو داره می نویسم. اما به جاهای دیگه هم ناخونک خواهم زد.

اینجا خیلی چیزا دوباره برام زنده میشه که نمیشه روش قیمت گذاشت. خوشحالم که به جمع ثروتمندا پیوستم.

خب بالاخره شاید من هم اومدم باشم!
 
 
   |    نوشته شده توسط حامد تکمیل
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور