|
در پى خودزنى هاى وحشيانه ى نويد و تهديدات ظاهرا جديش در راستاى اقدام به خودسوزى در ملا عام ( و از ترس شكايت آحاد ملت نه چندان مسلمان از مرگ و مير ناشى از بوى گند گاز هاى حاصل از سوختن نويد و پى گيرى هاى احتمالى كنوانسيون منع گسترش صلاح هاى كشتار جمعى سازمان ملل و متعاقبا لو رفتن اين جناب به عنوان علت العلل نشر گاز ) سرانجام اين جناب بر آن شدم كه با چند(ده) روز تاخير به قول خود عمل كرده و شروع به نوشتن كنم.
(شايان ذكر است كه در راستاى قلمى كردن سطور فوق، ادبيات فارسى چندين بار به زير شخم عميق رفت)
خب ديگه لوس بازى بسه. بريم سر اصل مطلب. قرار بود شروع كنم به نوشتن مطلب راجع به گيتاريست هاى بزرگ. ولى ديدم همينجورى نميشه و لازم كه تكليفِ يه سرى مسایل از همين اول كار مشخص بشه:
اول) به غير از مطلبى كه قرار در مورد اين جمع و اين بلاگ بنويسم، اينها تنها مطالبى خواهند بود كه من با لحن جدى نوشتم، مينويسم يا خواهم نوشت! موسيقى تنها چيزيه كه واسه من ارزش جدى گرفته شدن داره. بقيه ى دنيا رو به تخمم هم نميگيرم و مسلمآ به تخمم هم نيست كه بقيه ى دنيا هم متعاقبآ من رو به تخمشون نگيرن.
دوم) اصلآ چرا ميخوام به خودم دردسر بدم و مطالبى بنويسم كه ميدونم احتمالآ هيچكى نمى خونه و اگرم بخونه هيچى ازشون نمي فهمه؟
جواب: من عاشق گيتار برقيم. و معتقدم كه وضعش تو ايران شديدا اسفباره. اين كه ما ايرانى ها وارد كننده هاى بد و مصرف كننده هاى بدترى هستيم يه واقعيته. يا جنس خوب وارد نمى كنيم يا به بدترين نحو ازش استفاده ميكنيم. محصولات فرهنگى وارداتيمون هم از اين قاعده مستثنا نيستن. مثال بارزش هم اينترنت. اما علاوه بر بی جنبگی ذاتی ما جماعت، يه عامل ديگه هم از نطر من به وخامت اوضاع دامن مى زنه و اونم نا آگاهى مردمه. اگر مصرف کننده ها با توانايى ها و ويژگى هاى ابزارى آشنا باشن، مسلما بهتر ازش استفاده ميكنن. اين روزا اكثر كسايى كه ميرن سراغ گيتار برقى، يا از ننه شون قهر كردن، يا مي خوان جلو اين و اون افه بزارن، يا جفتش. نه به عمرشون ساز زدن نوازنده هاى بزرگ رو شنيدن نه از نقاط ضعف و قوت اين ساز خبر دارن. درسته كه تو هر قشرى نخاله هم پيدا ميشه، ولى مساله اينه كه بين گيتاريستاى ايرونى تقريبا الا نخاله چيز ديگه اى پيدا نميشه! اينجاس كه من احساس ميكنم به عنوان كسى كه به اين ساز علاقه داره وطيفه دارم تا جايى كه ميتونم به بقيه هم معرفيش كنم.
سوم) اصولا به بحث كردن اعتقاد ندارم. از نظرم وقت تلف كردنه. اما از اونجايى كه هدف اين نوشته ها اينه كه ملت يه چيزى ياد بگيرن و ممكنه واسشون سوال پيش بياد راجع به بعضى نكات، استثنآ كامنت رو فعال ميكنم. ولى همينجا بگم كه ببينم دارين حرف مفت ميزنين جواب نميدم. فقط به سوال هاى مربوط به موسيقى جواب ميدم. در ضمن من اينجا اون طورى كه دلم ميخواد مينويسم. اگه خوشتون نمياد نخونيد. همین که هست.
چهارم) سليقه يه بحث شخصيه. هيچكى نمى تونه به كسى خرده بگيره كه چرا فلانى رو دوست دارى بلانى رو نه. مثلآ اينكه كسى اينجا بگه من محمد رضا گلزار رو (به عنوان يه گيتاريست) از JOE SATRIANI بيشتر دوست درم واسه من عجيب ولى قابل قبوله. ولى اگه در بياد بگه گلزار از SATRIANI گيتاريست بهتريه (نخندين، واسم پيش اومده كه ميگم) اونوقت خونش حلاله. اين كه کی بدتره و كى بهتر يه بحث فنيه. سواد نوازندگى و موسيقى ميخواد. اگه سوادش رو ندارين لطفا "زر" نزنيد.
پنجم) حقيقت اينه كه نميشه راجع به هنر و هنرمند حرف زد و سليقه به خرج نداد. حتى ميشه گفت بخش اعظم كار سليقست. اينه كه - با اينكه از اين كار خيلى متنفرم - سعى ميكنم تو مطلب بعد توضيح بدم كه خوب و بد يه گيتاريست رو تو ذهن من چى مشخص ميكنه. و اصولا كى از نظر من خوب ساز ميزنه و كى بد
|