یکی از دغدغه های من، فعالیت در حوضه Freelancing و پیگیری مسائل مربوطش هست . به همین دلیل همیشه مایل بودم تا در این باب هم چیزهایی بنویسم. اما قبل از هر چیز باید بگم که توی معادل یابی و ترجمه این عبارت به فارسی مشکل داشتم و زمانی رو هم برای جستجو اختصاص دادم که نتیجه قابل توجهی دست گیرم نشد. اگر سری به واژه نامه های انگلیسی به فارسی بزنیم با چنین ترجمه ای برای عبارت Freelance یا Free Lance مواجه میشیم:
كار كردن بدون وابستگي بحزب يا جماعتي ، مفرد كار كردن ، نويسنده غير وابسته
ترجمه بالا تا حدودی منظور و مفهوم این عبارت رو مشخص می کنه. اما به اعتقاد من باید براش یه معادل فارسی که توی دهن به راحتی بچرخه پیدا کرد تابه راحتی بین فارسی زبان ها ازش استفاده بشه. چیزی که توی این چند وقت اخیر به عنوان معادل فارسی دائم به ذهن من میاد عبارت ” آزاد کار ” هست. به نظر من این عبارت بار کنندگی کار ( فاعلی) لازم به همراه کلمات کلیدی لازم رو در خودش داره. به همین دلیل تا زمانی که با عبارتی بهتر مواجه بشم از آزادکار به عنوان معادل Freelancer استفاده خواهم کرد. از دوستان هم صمیمانه درخواست میکنم که در این مورد اگر نظر دارن حتما بیان کنند تا در موردش به گفتگو بنشینیم.
اگر بخوایم بیشتر در این باب صحبت کنیم باید گفت که یه فرد آزاد کار به کسی اطلاق میشه که تعهد بلند (استخدام) مدتی به کارفرمایی یا شرکتی نداره. ریشه این عبارت بر می گرده به یک رمان عاشقانه از سر والتر اسکات به نام آیوانهو که فیلمی هم در موردش ساخته شده و از شبکه صدا سیمای ایران هم چند باری پخش شده. در اون رمان Freelance به کسی اطلاق می شده که به صورت مزدور فعالیت می کرده و وابستگی خاصی به جناحی نداشته و در حقیقت هر زمان در استخدام کسی به سر می برده. همین رویکرد باعث شد تا از اون زمان این عبارت به صورت صفت یا فعل در بیاد و در گفتگو ها و متون به کار گرفته بشه. این روند تا به امروز ادامه پیدا کرده و در شاخه های متعددی از قبیل کامپیوتر، روزنامه نگاری، نویسندگی و … شاهد جنبش هایی قابل توجه هستیم. با این توصیف شاخه ای که تمرکز بنده بیشتر پیرامون اون خواهد بود آزادکاری در حوضه کامپیوتر هست. البته باید متذکر بشم که بسیاری از موارد حاکم بر حوضه آزاد کاری سوای شاخه ای که درش فعالیت میشه مشابه هم هستند.
این روزها بیشتر افراد آزادکار در حوضه کامپیوتر مشغول به کار هستن و یکی از دلایل عمده اون هم آزادی ها و مزایایی هست که کامپیوترهای شخصی در سال های اخیر برای افراد به ارمغان آوردند. این روزها با پیشرفت تکنولوژی ظهور کسب کارهای متعدد و رشد کارآفرینی خصوصا در زمینه IT موجبات ظهور آزادکاران بیش از پیش فراهم شده که در جای خودش بسیار قابل تامل و بحث هست که من قصد ندارم در این نوشتار بهش بپردازم. در حقیقت من میخام از این پس مشاهدات و نظریات خودم رو در این حوضه مطرح کنم تا هم بابی بشه برای سایر علاقه مندان فارسی زبان و هم اینکه فرصتی پدید بیاد تا موشکافانه تر به این مسئله نگاه کنیم. در همین راستا علاوه بر تجربیات شخصی منابع خوبی هم به زبان انگلیسی وجود داره به صورت تخصصی به این مقوله می پردازن. یکی از این منابع سایت Freelance Switch هست که دست مایه برخی از نوشته های بنده در حوضه آزاد کاری خواهد بود. یکی از قسمت های مورد علاقه بنده در سایت Freelance Switch کامیک استریپ هایی با عنوان Freelance Freedom هست که هر بار به بیان گوشه های از مسائل آزاد کاران می پردازه که به حق در دنیای واقعی برای خود بنده بسیار اتفاق افتاده و میفته! لذا من قصد دارم تا در کنار سایر موارد نوشتاری از این به بعد منتخبی از این کامیک استریپ ها رو هم برای دوستان و خوانندگان در اینجا قرار بدم.
برای شروع بنده کامیک استریپ زیر رو انتخاب کردم که در ادامه به اختصار جریان اون رو شرح خواهم داد.
در تصویر بالا در قسمت اول آزاد کاری رو می بینیم که در حال گفتگو با کارفرمای سابق خودش هست و به نظر میاد که هر دو طرف از حاصل پروژه خوشحال و راضی هستن . در این داستان وظیفه آزاد کار رتوش و بازسازی یک تصویر قدیمی بوده که تونسته به خوبی از پسش بر بیاد. با این حال کارفرما ذوق زده شده و از آزاد کار تقاضا میکنه که کلا همه جای تصویر رو تغییر بده که برخی از اونها از جمله تغییر حالت مو کاری طاقت فرسا هست. اینجاس که ورق بر میگرده و آزاد کار در موضع دفاع از خودش مجبور میشه تا حقایق رو به زبان ساده و واقعی به کار فرما متذکر بشه و اون از این مورد که هر خواسته ای به راحتی شدنی نیست مطلع کنه که این مورد تا حدودی به وجهه کاری آزاد کار لطمه میزنه. چرا که کار فرما در ابتدا به جزئیات کار اشراف کافی نداره و هر کاری رو شدنی میدونه و این مسائل در نهایت باعث نارضایتی هایی ما بین طرفین میشه.
ادامه دارد…





من از دلالی هیچ چیز نمی دونم و خوشم هم نمیاد ازش. توی جامعه ای زندگی می کنم که واسطه گری حتی توی گپ دوستانه یه بچه یازده ساله با دوستش نمودار هست. هر جا میری صحبت از زمین و مسکن و طلا و بنزین هست. ادم وقتی توی همچین جامعه ای بزرگ بشه خیلی زجر می کشه. مخصوصا اگر ایده آل گرا باشه و به جاهای دیگه دنیا سرکی کشیده باشه. همه این ها رو گفتم تا مرثیه تکراری منزوی بودن صنعت IT رو درایران و از دیدگاه خودم در جملاتی به تصویر بکشم.
اینترنتی یاهو یک وبسایت تازه
برای زنان 25 تا 54 ساله راه اندازی کرده است. یاهو این دسته از زنان را
گروهی کلیدی از مخاطبانش معرفی کرده که تاکنون خدمات قابل توجهی را از
مجموعه سایت های این شرکت دریافت نمی کردند. در صفحه نخست این سایت که
شاین Shine نام دارد موضوعاتی چون مد لباس، زیبایی، سرگرمی، عشق و تغذیه
به چشم می خورد. راه اندازی این وب سایت تازه به عنوان تلاشی دیگر از سوی
یاهو تلقی شده تا آگهی های بیشتری را برای هدف قرار دادن زنان، یعنی قشری
تاثیرگذار و تصمیم گیر در بسیاری از خانه ها جذب کند.

